تبلیغات
سپندار مذگان ، روز عشاق ایرانی - ولنتاین یا سپندارمذگان ؟! | سال چهارم 1387 - بهادادن به جهانی شدن یا پاسداشت خرده فرهنگ های ملی ؟!

.:ولنتاین یا سپندارمذگان :.

 

" به نام یزدان پاک "
 وبلاگ من چهار ساله شد !
اولین بار سال 83 بود که این اسم به گوشم خورد ، سپندارمذگان !

یک واژه عجیب و نا آشنا که در مقایسه با واژه ولنتاین خیلی دشوار ادا می شد ...

همونطور که واژه درود در مقایسه با سلام و های بهمون اندازه در نظرم مهجور بود ...

اما جذابیت این واژه ناآشنا و تاریخچه ای که با خودش یدک می کشید اینقدر بود که جرقه ای در ذهنم روشن کنه که نتیجش رو می تونید امروز در قالب این وب سایت مشاهده کنید.

از سال 84 که اولین سایت به آدرس www.sepandarmazgan.tk آماده شد تعداد زیادی ایمیل و پیام دریافت کردم که بیشتر در تایید این حرکت فرهنگی بود و نشان از حس میهن پرستی و همچنین وجود نوعی نیاز و گرایش به جشن و شادی عمومی در میان قشر جوان داشت که متاسفانه چند صباحیست در جامعه امروز ما رنگ باخته ، هرچند افرادی هم بودند که اینگونه حرکات رو با برچسب ناسیونالیسم محکوم کردن ، با این وجود من ترجیح میدم ناسیونالیست پارسی باشم تا دنباله رو غرب و عرب !

در ضمن من زرتشتی نیستم اما علاقه خاصی به آموزه های زرتشت ، این پیامبر اهورایی ایران زمین دارم و از اونجایی که تاریخ ، فرهنگ اصیل و تمدن درخشان ما پیوند عمیقی با دین زرتشت خورده و آیین های کهن پارسی تماما" ریشه در آیین زرتشت داره به همه دوستان سفارش میکنم در این زمینه بیشتر مطالعه داشته باشن ...

در پایان از دوست عزیزم لیدا آیلار که با نگارش این متن زیبا آغازگر راه بود کمال تشکر رو دارم و امیدوارم قلم مسحور کنندش همیشه روان باشه .

برای کسانی هم که با سرویسهای سایت مشکل داشتن یک راهنما آماده کردیم که امیدوارم بدردتون بخوره .

 

29 بهمن ، روز سپندارمذگان ، روز عشاق ایرانی شاد باد


پیمان             

مدیر گروه طراحی هلیا

 

 

:: بهادادن به جهانی شدن یا پاسداشت خرده فرهنگ های ملی ؟!
 

ولنتاین یا سپندارمذگان ؟!
 بهادادن به جهانی شدن یا پاسداشت خرده فرهنگ های ملی ؟!

 


خوشم می آمد ... دوست داشتم با تورق کتاب های تاریخی هر آن چه که به نیاکانم مربوط می شود را جستجو کنم.

در خرابه های پاسارگاد، کنده کاری های بیستون، یافته های باستان شناسان، زیرزمین ها، سردابه ها سرک بکشم و چیزی بیابم که نشان از چیستی و کیستی من در بر داشته باشد!اصلا عادتم شده بود که هر روز از روی بُعد زمان بگذرم و سفر کنم به گذشته ها ...
در طی همین سفرها بود که متوجه اهمیت این کار شدم و درک این که شناخت نیاکان مشترک مان می تواند چه حس غرور آمیز و همبستگی بی نظیری به ما دهد.


حال وقتی از دوستی می شنوم که مثلا " مهم نفس عشق است نه زمانِ بزرگداشت آن "، در مقام توضیح، به علت هجوم یک عالم فکر، نظریه و دلیل دچار لکنت زبانِ فلج کننده ای می شوم و این می شود که تنها به این جمله بسنده می کنم که : " فرق می کند ... خیلی فرق می کند ... " و خلاص.

اصلا مگر عشق باستانی ایرانی قابل قیاس است با عشق های مدرن و امروزیِ فرنگی؟ عشقی که نمادش زمین است با آن بخشندگی بی انتهایش؟!

سپندارمذ ، فرشته‌ی نگاهبان زمین است و زمین مادر مخلوقات، مادری که بدون هیچ چشم‌داشتی فرزندانش را در دامان پر مهر خود می‌پروراند.
آیا عشقی والاتر و بی‌نقص‌تر از چنین عشقی سراغ دارید ؟!
عشقی بی‌توقع، پاک، مقدس، شکیبا، پایدار و تداوم دار. با استناد به چنین تحلیلی است که معتقدم  شایسته‌ترین روز برای نام‌گذاری روز عشق، روز " فرشته‌ی سپندارمذ " می‌باشد.

در گاه شماری ایران باستان روز پنجم هر ماه و ماه دوازدهم هر سال سپندار مذ نامیده می شده است، که نگاهبانی این روز و ماه بر عهده این امشاسپند بوده و روز پنجم ماه دوازدهم که روز و ماه سپندارمذ با هم تلاقی می کرده است، جشنی با همین نام برگزار می شده است. 


از سپندار مذ در اوستا با عنوان " سپنته آرمیتی " به معنای " فروتنی و بردباری مقدس " یاد شده است. این فروزه ی اهورا مزدا در شکل معنوی و مینوی اش مظهر بردباری و سازگاری است و در نمود مادی و خاکی اش نگهبانی زمین، باروری و سرسبزی به وی سپرده شده است. این ایزد همانند زمین بخشنده، صبور و فروتن است و تمثیل مناسبی است برای عشق اسطوره ای ایرانیان باستان.
 


ترویج جشن های فراموش شده باستانی و جایگزین کردن آنها با جشن های بیگانه - که به صورت فراگیر در آمده و تلاشهایی در جهت جهانی کردن آنها در حال انجام است - حداقل تلاشی است که می توان در جهت حفظ منابع هویت ساز ملت انجام داد.

هر گاه ایرانیان در برابر فرهنگ های دیگر منابع هویت ساز خود، از قبیل ایرانیت و موارد مشتق شده از آن - همچون جشن های باستانی شان - را معرفی می کنند، در این راستاست که تصویری از خویشتن به خود و دنیا ارائه داده، روح جمعی و همبستگی شان را تقویت کنند.

برای مردمِ یک کشور ممکن است تنها منطقه جغرافیایی و جمعیت کشورش منابع هویتی محسوب گردد، اما برای کشوری همچون ایران با قدمتی چند هزار ساله وتمدنی کهن، فرهنگ، مذهب، آداب و رسوم، جشن ها و آئین های محلی، تاریخ، زبان و ... منابع هویت ساز محسوب می گردد. اگر منابع هویت ساز چنین ملتی کمرنگ گردد، ممکن است به فاصله گرفتن آنان از خویشتن واقعی و دستیابی به یک " هویت کاذب " منجر گردد.

یکی از پدیده هایی که جامعه بشری در حال حاضر با آن مواجه است، پدیده " جهانی شدن " است. جهانی شدن، جوامع رو به توسعه را با چالش های متعددی روبرو کرده و می کند. از ابعاد مهم این رویارویی، وضعیت بحران زای فرهنگ و آداب ورسوم ملی و قومی در این جوامع است. بحرانی که می تواند " تهدید " تلقی شود. در مجموع استحاله فرهنگی در فرایند یکسان سازی جهانی، بزرگترین خطری است که صاحبنظران برای آینده فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها پیش بینی می کنند. ابعاد ودامنه های این پدیده آن قدر وسیع است که تمام شئون زندگی بشری را در عرصه های مختلف علمی، تکنولوژیکی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تحت تاثیر خود قرار داده است.

از بعد فرهنگی، جهانی شدن بیشتر ناظر بر فشردگی زمان و مکان و پیدایش شرایط جدید برای جامعه جهانی است. عمده توجه آن بر روی مسائلی تمرکز دارد که یک فرهنگ را با بهره گیری از رسانه های جمعی و تبلیغات گسترده اشاعه داده، موجب از بین رفتن یا کمرنگ ساختن هویت های ملی و محلی شده و از این طریق یک فرهنگ غالب جهانی تشکیل گردد. مقوله ای که پیشتر مک لوهان از آن به عنوان دهکده جهانی یاد کرده است.


بنابراین از شاخص های عمده فرایند جهانی شدن، از بین بردن خرده فرهنگ ها و شکل گیری یک فرهنگ جهانی که ماهیت آن مبتنی بر فرهنگ مسلط آمریکایی است. می بینید که این مقوله از چه اهمیتی برخوردار است وچطور زیرکانه و با سیاست طوری برنامه ریزی شده است که جشن ها و آداب ورسوم بیگانه، نشانه و نمادی برای روشنفکری و مدرنیت محسوب گردد!

یکی از منتقدین از بین رفتن آداب و رسوم ملی و فراگیر شدن یک فرهنگ غالب جهانی، میشل فوکو است. فوکو معتقد است جهانی شدن با تمسک به "حال" و انقطاع از "گذشته" نوعی بیگانگی از گذشته را در افراد ایجاد می کند که به کاهش مشروعیت "حال" دامن خواهد زد، زیرا بشر وارد دوره جدیدی می شود که استمرار گذشته نبوده و از آن منقطع شده است. در این عرصه جدید و تازه - که هیچ گونه پشتوانه تاریخی و گذشته ای ندارد - ناامنی اولین ومهمترین احساسی است که به انسان معاصر دست داده و او را دچار بیگانگی می سازد. حاصل این فراگرد درونی و از خود بیگانگی، نوعی بی هویتی و بحران هویت می باشد.

اگرچه فرایند جهانی شدن تحمیلی است و کشورها محکوم به پذیرش آن هستند، اما قطعا موجب برانگیخته شدن و مقاومت ملتهای مستقلی خواهد شد که ارزش ها، روش ها، الگوهای فرهنگی و هویتی خود را قبول دارند و خواهان حفظ و صیانت از آن ها می باشند.

امروزه هر کشوری می کوشد تا در کورترین نقاط تاریخ تمدن جهان، جائی برای تاریخ، فرهنگ، آداب ورسوم کشور خود پیدا نماید. چون هر ملتی که تاریخ خود را فراموش کند ، رفته رفته خود نیز فراموش می گردد. دیگر از مردم سومر، بابل، آشور، کلده، عیلام و تمدن های کهن اثری نمانده است. چرا که مردم آن ملت ها در طی تاریخ در دیگر اقوام وارد شدند و گذشته و هویت خود را به فراموشی سپردند ...

گذشته ی تاریخی ایران، شاهد اهمیت خرده فرهنگ ها برای مردم ایران است؛ قلع وقمع مکرر اقوام مختلف و نابودی فرهنگی آنها در ایران، زیاد نپائیده است. این سرزمین بارها مورد تاراج و تهاجم کشورها و فرهنگ های دیگر قرار گرفته است. با وجود این ایرانیان هرگز مغلوب دشمن نشدند و به وسیله فرهنگ و اخلاق خود، به جای این که دنباله روی کشور غاصب گردند، آنان را مجذوب فرهنگ و نوع جهان بینی خویش کردند. این تاثیر چنان بود که بعدها فیلسوفان بزرگ یونان مانند سقراط، بقراط، افلاطون، ارسطو، فیثاغورس از آن پیروی کردند و پس از آن به گونه اندیشه نوافلاطونی و مثل افلاطونی هویدا گردید، همان عرفان واشراقی که بعدها توسط دانشمندان، فلاسفه، عرفا، ادیبان ایرانی همچون سهروردی، رازی، خیام، مولانا و... زنده و بالنده گردید.

بد نیست اگر ما هم با چشمانی باز و کنشی هدفمند میراث نیاکانمان را پاس بداریم و مدیون آیندگان نشویم.

 

[ محقق و نگارنده : دوست عزیزم لیدا آیلار ]

 

* مقاله حاظر تالیفی است .

** لیست تعدادی از منابع در مورد آیین های ایران باستان :

1- جشن های ایران باستان/تالیف حسین محمدی
2- یشت ها/ابراهیم پور داوود
3- اصل ونسب ودین های ایرانیان باستان/عبدالعظیم رضایی
4- جشن های باستانی ایران/علی خورش دیلمانی
5- فلسفه زرتشت/ دکتر فرهنگ مهر
6- بدانیم وسربلند شویم/دکتر منوچهر منوچهر پور
7- ما ایرانی ...هستیم/سیروس کریمی بختیاری
8- متن گفتگوی دکتر فریدون جنیدی
9- گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رازی
10-فرهنگ عمید

 

:: نوع مطلب : سپندارمذگان ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در دوشنبه 22 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین