تبلیغات
سپندار مذگان ، روز عشاق ایرانی - ولنتاین یا سپندارمذگان ؟! | سال چهارم 1387

.:ولنتاین یا سپندارمذگان :.

 

" به نام یزدان پاک "
 وبلاگ من چهار ساله شد !
اولین بار سال 83 بود که این اسم به گوشم خورد ، سپندارمذگان !

یک واژه عجیب و نا آشنا که در مقایسه با واژه ولنتاین خیلی دشوار ادا می شد ...

همونطور که واژه درود در مقایسه با سلام و های بهمون اندازه در نظرم مهجور بود ...

اما جذابیت این واژه ناآشنا و تاریخچه ای که با خودش یدک می کشید اینقدر بود که جرقه ای در ذهنم روشن کنه که نتیجش رو می تونید امروز در قالب این وب سایت مشاهده کنید.

از سال 84 که اولین سایت به آدرس www.sepandarmazgan.tk آماده شد تعداد زیادی ایمیل و پیام دریافت کردم که بیشتر در تایید این حرکت فرهنگی بود و نشان از حس میهن پرستی و همچنین وجود نوعی نیاز و گرایش به جشن و شادی عمومی در میان قشر جوان داشت که متاسفانه چند صباحیست در جامعه امروز ما رنگ باخته ، هرچند افرادی هم بودند که اینگونه حرکات رو با برچسب ناسیونالیسم محکوم کردن ، با این وجود من ترجیح میدم ناسیونالیست پارسی باشم تا دنباله رو غرب و عرب !

در ضمن من زرتشتی نیستم اما علاقه خاصی به آموزه های زرتشت ، این پیامبر اهورایی ایران زمین دارم و از اونجایی که تاریخ ، فرهنگ اصیل و تمدن درخشان ما پیوند عمیقی با دین زرتشت خورده و آیین های کهن پارسی تماما" ریشه در آیین زرتشت داره به همه دوستان سفارش میکنم در این زمینه بیشتر مطالعه داشته باشن ...

در پایان از دوست عزیزم لیدا آیلار که با نگارش این متن زیبا آغازگر راه بود کمال تشکر رو دارم و امیدوارم قلم مسحور کنندش همیشه روان باشه .

برای کسانی هم که با سرویسهای سایت مشکل داشتن یک راهنما آماده کردیم که امیدوارم بدردتون بخوره .

 

29 بهمن ، روز سپندارمذگان ، روز عشاق ایرانی شاد باد


پیمان             

مدیر گروه طراحی هلیا

 

 

:: ولنتاین یا سپندارمذگان ؟! | سال چهارم 1387
 

ولنتاین یا سپندارمذگان ؟!
( سال چهارم - 1387 )

 

 وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فكر می كنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید!

 اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست، چون عبارت ضربه فرهنگی را چنین تعریف كرده اند:
تغییراتی در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود.
این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیكر ملت ما فرود آمد كه جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم!


 شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند.
اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است!
همینطور كلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از بدرود در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت هی خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند. سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، بری شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم سپندار مذگان به گوششان نخورده است.


چند سالی است حوالی 25 بهمن ماه ( 14 فوریه ) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای كه در مورد ولنتاین سوال كنی می داند كه " در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند. كلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت. اما كشیشی به نام والنتیوس ( ولنتاین ) ، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود. سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می شود ... بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق! "


اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!


جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز سپندار مذگان یا اسفندار مذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، مهرگان لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.


سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.

ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.

 

اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل و مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها دو مقوله كاملا جداست. با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!


برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و ایندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.


شاید هنوز دیر نشده باشد كه روز عشق را از 14فوریه ( Valentine ) به 29 بهمن ( سپندار مذگان ایرانیان باستان ) تغییر دهیم .

 

[ محقق و نگارنده : دوست عزیزم لیدا آیلار ]

 

* پ.ن. 1 : چرا سپندار مذگان در روز پنجم اسفندماه نیست ؟

زیرا در گذشته ایرانیان 12 ماه 30 روزه داشتند و 5 روز را نیز افزودن بر آن 12 ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند ( سپندار مذگان ) ، با روز 335 از سال یا 29 بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است.

در گاهنامه اوستایی، همه ماهها 30 روزه بودند و علاوه بر هر ماه، هر روز ماه هم یه اسم داشته. در هر ماه روزی که هم نام ماه بوده رو جشن می گرفتند.برای مثال 5 اسفند که همین سپندار مذگان هست. و اما چرا 6 روز به عقب اومده این جشن ؟
در گاهنامه کنونی 6 ماه اول 31 روزه هستند، پس از ماه اول شروع میکنیم: وقتی روز 31 فروردین می رسه، این روز معادل میشه با اولین روز از اردیبهشت در گاهنامه اوستایی ( که ماه 30 روزه بوده ). و روز اول اردیبهشت در گاهنامه کنونی در حقیقت میشه روز دوم اردیبهشت از گاهنامه اوستایی.
به همین صورت روز 31 اردیبهشت در گاهنامه کنونی میشه روز دوم خرداد از گاهنامه اوستایی، و به همین ترتیب، روز 31 خرداد در گاهنامه کنونی  میشه روز سوم تیراز گاهنامه اوستایی، روز 31 تیر در گاهنامه کنونی میشه روز چهارم مرداد از گاهنامه اوستایی، روز 31 مرداد در گاهنامه کنونی میشه روز پنجم شهریور از گاهنامه اوستایی و روز 31 شهریور در گاهنامه کنونی  میشه روز ششم مهر از گاهنامه اوستایی.
یعنی در ماههای نیمه دوم هر روز از هر ماه در گاهنامه کنونی معادل 6 روز بعد از خود در گاهنامه اوستایی میشه و به همین دلیل پنجمین روز از اسفند میشه روز 29 ام از بهمن ماه.
 [ به تقل از MahmoodReza ]
 

* پ.ن. 2 : چرا در برخی صفحات 14 فوریه ، 26 بهمن محاسبه شده ؟

چون در سال نگارش متن حاضر ، سال شمسی ، سال کبیسه بوده و بنابر این 14 فوریه میلادی با 26 بهمن شمسی منطبق بوده .
در نتیجه اشتباهی در کار نیست و این اختلاف زمانی در سالهای آینده نیز مجددا" رخ خواهد داد .
 
[ مدیر سایت ]
 

* پ.ن. 3 : شما چه روزی را بعنوان روز عشق جشن خواهید گرفت ؟

برای شرکت در نظر سنجی به قسمت نظر سنجی سایت ( منوی سمت راست ) مراجعه نمایید .
 
[ مدیر سایت ]

 

* پ.ن. 4 : برای معرفی سایت به دوستان باید چکار کنم ؟

برای استفاده از کدهای سایت و معرفی سایت به دوستانتان به صفحه راهنما مراجعه فرمایید .
 
[ مدیر سایت ]

 

 

از تمامی مدیران و طراحان وب و وبلاگ نویسان ایرانی می خواهم
تا این صفحه را در سایت خود ایجاد و پیوند آن را در صفحه اول سایت قرار دهند
و یا در صفحه اول سایت خود به این صفحات پیوند دهند

www.sepandarmazgan.ir
.: گروه طراحی هلیا :.

 

:: نوع مطلب : سپندارمذگان ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در دوشنبه 22 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 7 بهمن 1387 و ساعت 08:04 ب.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: بهادادن به جهانی شدن یا پاسداشت خرده فرهنگ های ملی ؟!
 

ولنتاین یا سپندارمذگان ؟!
 بهادادن به جهانی شدن یا پاسداشت خرده فرهنگ های ملی ؟!

 


خوشم می آمد ... دوست داشتم با تورق کتاب های تاریخی هر آن چه که به نیاکانم مربوط می شود را جستجو کنم.

در خرابه های پاسارگاد، کنده کاری های بیستون، یافته های باستان شناسان، زیرزمین ها، سردابه ها سرک بکشم و چیزی بیابم که نشان از چیستی و کیستی من در بر داشته باشد!اصلا عادتم شده بود که هر روز از روی بُعد زمان بگذرم و سفر کنم به گذشته ها ...
در طی همین سفرها بود که متوجه اهمیت این کار شدم و درک این که شناخت نیاکان مشترک مان می تواند چه حس غرور آمیز و همبستگی بی نظیری به ما دهد.


حال وقتی از دوستی می شنوم که مثلا " مهم نفس عشق است نه زمانِ بزرگداشت آن "، در مقام توضیح، به علت هجوم یک عالم فکر، نظریه و دلیل دچار لکنت زبانِ فلج کننده ای می شوم و این می شود که تنها به این جمله بسنده می کنم که : " فرق می کند ... خیلی فرق می کند ... " و خلاص.

اصلا مگر عشق باستانی ایرانی قابل قیاس است با عشق های مدرن و امروزیِ فرنگی؟ عشقی که نمادش زمین است با آن بخشندگی بی انتهایش؟!

سپندارمذ ، فرشته‌ی نگاهبان زمین است و زمین مادر مخلوقات، مادری که بدون هیچ چشم‌داشتی فرزندانش را در دامان پر مهر خود می‌پروراند.
آیا عشقی والاتر و بی‌نقص‌تر از چنین عشقی سراغ دارید ؟!
عشقی بی‌توقع، پاک، مقدس، شکیبا، پایدار و تداوم دار. با استناد به چنین تحلیلی است که معتقدم  شایسته‌ترین روز برای نام‌گذاری روز عشق، روز " فرشته‌ی سپندارمذ " می‌باشد.

در گاه شماری ایران باستان روز پنجم هر ماه و ماه دوازدهم هر سال سپندار مذ نامیده می شده است، که نگاهبانی این روز و ماه بر عهده این امشاسپند بوده و روز پنجم ماه دوازدهم که روز و ماه سپندارمذ با هم تلاقی می کرده است، جشنی با همین نام برگزار می شده است. 


از سپندار مذ در اوستا با عنوان " سپنته آرمیتی " به معنای " فروتنی و بردباری مقدس " یاد شده است. این فروزه ی اهورا مزدا در شکل معنوی و مینوی اش مظهر بردباری و سازگاری است و در نمود مادی و خاکی اش نگهبانی زمین، باروری و سرسبزی به وی سپرده شده است. این ایزد همانند زمین بخشنده، صبور و فروتن است و تمثیل مناسبی است برای عشق اسطوره ای ایرانیان باستان.
 


ترویج جشن های فراموش شده باستانی و جایگزین کردن آنها با جشن های بیگانه - که به صورت فراگیر در آمده و تلاشهایی در جهت جهانی کردن آنها در حال انجام است - حداقل تلاشی است که می توان در جهت حفظ منابع هویت ساز ملت انجام داد.

هر گاه ایرانیان در برابر فرهنگ های دیگر منابع هویت ساز خود، از قبیل ایرانیت و موارد مشتق شده از آن - همچون جشن های باستانی شان - را معرفی می کنند، در این راستاست که تصویری از خویشتن به خود و دنیا ارائه داده، روح جمعی و همبستگی شان را تقویت کنند.

برای مردمِ یک کشور ممکن است تنها منطقه جغرافیایی و جمعیت کشورش منابع هویتی محسوب گردد، اما برای کشوری همچون ایران با قدمتی چند هزار ساله وتمدنی کهن، فرهنگ، مذهب، آداب و رسوم، جشن ها و آئین های محلی، تاریخ، زبان و ... منابع هویت ساز محسوب می گردد. اگر منابع هویت ساز چنین ملتی کمرنگ گردد، ممکن است به فاصله گرفتن آنان از خویشتن واقعی و دستیابی به یک " هویت کاذب " منجر گردد.

یکی از پدیده هایی که جامعه بشری در حال حاضر با آن مواجه است، پدیده " جهانی شدن " است. جهانی شدن، جوامع رو به توسعه را با چالش های متعددی روبرو کرده و می کند. از ابعاد مهم این رویارویی، وضعیت بحران زای فرهنگ و آداب ورسوم ملی و قومی در این جوامع است. بحرانی که می تواند " تهدید " تلقی شود. در مجموع استحاله فرهنگی در فرایند یکسان سازی جهانی، بزرگترین خطری است که صاحبنظران برای آینده فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها پیش بینی می کنند. ابعاد ودامنه های این پدیده آن قدر وسیع است که تمام شئون زندگی بشری را در عرصه های مختلف علمی، تکنولوژیکی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تحت تاثیر خود قرار داده است.

از بعد فرهنگی، جهانی شدن بیشتر ناظر بر فشردگی زمان و مکان و پیدایش شرایط جدید برای جامعه جهانی است. عمده توجه آن بر روی مسائلی تمرکز دارد که یک فرهنگ را با بهره گیری از رسانه های جمعی و تبلیغات گسترده اشاعه داده، موجب از بین رفتن یا کمرنگ ساختن هویت های ملی و محلی شده و از این طریق یک فرهنگ غالب جهانی تشکیل گردد. مقوله ای که پیشتر مک لوهان از آن به عنوان دهکده جهانی یاد کرده است.


بنابراین از شاخص های عمده فرایند جهانی شدن، از بین بردن خرده فرهنگ ها و شکل گیری یک فرهنگ جهانی که ماهیت آن مبتنی بر فرهنگ مسلط آمریکایی است. می بینید که این مقوله از چه اهمیتی برخوردار است وچطور زیرکانه و با سیاست طوری برنامه ریزی شده است که جشن ها و آداب ورسوم بیگانه، نشانه و نمادی برای روشنفکری و مدرنیت محسوب گردد!

یکی از منتقدین از بین رفتن آداب و رسوم ملی و فراگیر شدن یک فرهنگ غالب جهانی، میشل فوکو است. فوکو معتقد است جهانی شدن با تمسک به "حال" و انقطاع از "گذشته" نوعی بیگانگی از گذشته را در افراد ایجاد می کند که به کاهش مشروعیت "حال" دامن خواهد زد، زیرا بشر وارد دوره جدیدی می شود که استمرار گذشته نبوده و از آن منقطع شده است. در این عرصه جدید و تازه - که هیچ گونه پشتوانه تاریخی و گذشته ای ندارد - ناامنی اولین ومهمترین احساسی است که به انسان معاصر دست داده و او را دچار بیگانگی می سازد. حاصل این فراگرد درونی و از خود بیگانگی، نوعی بی هویتی و بحران هویت می باشد.

اگرچه فرایند جهانی شدن تحمیلی است و کشورها محکوم به پذیرش آن هستند، اما قطعا موجب برانگیخته شدن و مقاومت ملتهای مستقلی خواهد شد که ارزش ها، روش ها، الگوهای فرهنگی و هویتی خود را قبول دارند و خواهان حفظ و صیانت از آن ها می باشند.

امروزه هر کشوری می کوشد تا در کورترین نقاط تاریخ تمدن جهان، جائی برای تاریخ، فرهنگ، آداب ورسوم کشور خود پیدا نماید. چون هر ملتی که تاریخ خود را فراموش کند ، رفته رفته خود نیز فراموش می گردد. دیگر از مردم سومر، بابل، آشور، کلده، عیلام و تمدن های کهن اثری نمانده است. چرا که مردم آن ملت ها در طی تاریخ در دیگر اقوام وارد شدند و گذشته و هویت خود را به فراموشی سپردند ...

گذشته ی تاریخی ایران، شاهد اهمیت خرده فرهنگ ها برای مردم ایران است؛ قلع وقمع مکرر اقوام مختلف و نابودی فرهنگی آنها در ایران، زیاد نپائیده است. این سرزمین بارها مورد تاراج و تهاجم کشورها و فرهنگ های دیگر قرار گرفته است. با وجود این ایرانیان هرگز مغلوب دشمن نشدند و به وسیله فرهنگ و اخلاق خود، به جای این که دنباله روی کشور غاصب گردند، آنان را مجذوب فرهنگ و نوع جهان بینی خویش کردند. این تاثیر چنان بود که بعدها فیلسوفان بزرگ یونان مانند سقراط، بقراط، افلاطون، ارسطو، فیثاغورس از آن پیروی کردند و پس از آن به گونه اندیشه نوافلاطونی و مثل افلاطونی هویدا گردید، همان عرفان واشراقی که بعدها توسط دانشمندان، فلاسفه، عرفا، ادیبان ایرانی همچون سهروردی، رازی، خیام، مولانا و... زنده و بالنده گردید.

بد نیست اگر ما هم با چشمانی باز و کنشی هدفمند میراث نیاکانمان را پاس بداریم و مدیون آیندگان نشویم.

 

[ محقق و نگارنده : دوست عزیزم لیدا آیلار ]

 

* مقاله حاظر تالیفی است .

** لیست تعدادی از منابع در مورد آیین های ایران باستان :

1- جشن های ایران باستان/تالیف حسین محمدی
2- یشت ها/ابراهیم پور داوود
3- اصل ونسب ودین های ایرانیان باستان/عبدالعظیم رضایی
4- جشن های باستانی ایران/علی خورش دیلمانی
5- فلسفه زرتشت/ دکتر فرهنگ مهر
6- بدانیم وسربلند شویم/دکتر منوچهر منوچهر پور
7- ما ایرانی ...هستیم/سیروس کریمی بختیاری
8- متن گفتگوی دکتر فریدون جنیدی
9- گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رازی
10-فرهنگ عمید

 

:: نوع مطلب : سپندارمذگان ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در دوشنبه 22 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: راهنمای استفاده از کد های سایت سپندارمذگان

 

راهنمای استفاده از کد های سایت سپندارمذگان


 

لطفا برای استفاده از کدهای زیر و معرفی سایت به دوستانتان به صفحه راهنما مراجعه فرمایید .

 

معرفی سایت به لیست دوستان در Yahoo! Messenger
 تبادل لینک و لوگوی سایت
 لوگوی آماده برای استفاده در Yahoo! Messenger
 لوگوی آماده برای استفاده در Yahoo! 360
 متن Message آماده برای استفاده در Yahoo! 360
 سورس آماده ایمیل به دوستان برای استفاده در Microsoft Outlook و Yahoo! Mail
 

 

:: نوع مطلب : سپندارمذگان ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در دوشنبه 22 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 22 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مهرگان شاد باد
 

<>

مهرگان شاد باد

 

زرتشت بیا که با تو امید آید       شب نیز صدای پای خورشید آید
تاریخ اگر دوباره  تکرار شود      آدم به طواف  تخت جمشید  آید

 


 

 

دومین جشن بزرگ ملی - دینی ایرانیان مهرگان بود كه در روز 7 مهر، روزی كه نام روز و ماه یكی بود، جشن گرفته می‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومی ( طبیعی )، تاریخی و دینی داشت.
از نظر نجومی، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییزی جشن گرفته می‌شود ( اعتدال پاییزی اول مهر صورت می‌گیرد ) و جشن برداشت محصولات كشاورزی است.
از نظر تاریخی در این روز نیروی داد و راستی به سركردگی كاوه آهنگر بر آرتش دروغ و ستمگری آژی دهاك پیروز شد و فریدون به شاهی رسید. مبارزه راستی و دروغ، داد و ستم در ایران ریشه دینی دارد و همه جشن‌های ملی هم به گونه ای این مبارزه و پیروزی نهایی حق بر ناحق را نشان می‌دهد. ولی در تاریخ مهرگان این جنبه درخشندگی ویژه ای دارد.

 

ابوریحان بیرونی در كتاب آثار الباقیه می‌گوید:
در روز مهرگان فرشتگان به یاری كاوه آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاك را در كوه دماوند زندانی كرد و مردمان را از گزند او برهانید.

 

از نظر دین در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنی فروغ خورشید و مهر و دوستی است. همچنین مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شكنان است.

جشن مهرگان همانند نوروز از فروغمندترین نمودهای فرهنگ ایرانی است. مهر یكی از خدایان پیش از زرتشت بود كه پس از زرتشت به فرشته آفریده اهورا مزدا درآمد. روشنیی و مهر، همیشه با روشنایی بی پایان خدایی یكی بوده‌اند

 

چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نیست       عالم همه آیات خدا هست و خدا نیست
   ما یرتو حقیم و هم اوییم و نه اوییم           چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نیست
 

 

به روایتی تاجگذاری اردشیر بابكان، هم مقارن با جشن مهرگان بود. بدون دودلی پادشاهان هخامنشی، اشكانی و ساسانی جشن مهرگان را بزرگ می‌داشتند، در روزگار ما به مناسبت آغاز سال تحصیلی و گشایش آموزشگاه‌ها در آغاز مهر، جشن مهرگان جشن فرهنگی اعلام شده بود. همچنین می‌توان آن را به عنوان جشن كشاورزان، جشن ملی نگاهداشت. زرتشتیان ایران همیشه این جشن را با شكوه ویژه ای برگزار كرده و می کند.


بنی‌امیه با تعصب ضد ایرانی در روز مهرگان، زرتشتیان را مجبور میكردند هدایایی تقدیم كنند و مقدار این هدایا را جرجی زیدان در كتاب تمدن اسلامی، پنج تا ده میلیون درهم ذكر كرده است.

 

ابومسلم خراسانی، برمكیان و دولت مردان آن زمان عباسیان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند

روز مهر و ماه و جشن فرخ مهرگان             مهرافزا ای نگار مهر چهر مهربان
مهربانی كن به جشن مهرگان و روز مهر        مهربانی به، به روز مهر و جشن مهرگان

 

برگرفته از کتاب "دیدی نو از یینی کهن"

[ www.zendehrood.com ]

 

www.sepandarmazgan.ir
.: گروه طراحی هلیا :.

 

:: نوع مطلب : سپندارمذگان ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در دوشنبه 22 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 22 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: اولین سرود ملی ایران

< />

 

اولین سرود ملی ایران

 

 

 مربوط به دوره قاجار ساخته موسیو لومر فرانسوی ، موسیقی دان نظامی اعزامی به ایران

 

 این سرود برای پیانو نوشته و یك بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار در پاریس در حضور وی اجرا شد و اجرای آن توسط اركستر ملل اولین اجرای رسمی و اركسترال آن بود

در دوره حاضر ترانه ای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و سالار عقیلی در تالار وحدت آنرا اینگونه خواند : اولین سرود ملی ایران


برای من که بسیار دلنشین و گوشنواز بود ، چندین و چند بار بهش گوش دادم ...

[ www.irclip.com ]

www.sepandarmazgan.ir
.: گروه طراحی هلیا :.

 

:: نوع مطلب : ایران زمین ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در جمعه 19 بهمن 1386 و ساعت 10:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در دوشنبه 22 بهمن 1386 و ساعت 11:02 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: شیر خورشید چگونه به روی پرچم ایران گذاشته و برداشته شد
 

<>

 

شیر خورشید چگونه به روی پرچم ایران گذاشته و برداشته شد



 

 

 پیشینه

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک ( ضحاک ) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان " درفش کاویان " پدید آمد.

 نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می گفتند، هر چند این درفش کاویانی اساطیری نبوده است. محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریبا پنج متر عرض و هفت متر طول میشود. ابولحسن مسعودی در مروج اهب نیز به همین موضوع اشاره میکند.

 به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می رسید تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم مینویسد: " امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند "


با فتح ایران به دست اعراب - مسلمان، ایرانیان تا دویست سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرم دین دارای پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یکسره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجائی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام میدانستند تا سالهای مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش ها تصویر نمی شد
 


 نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

در سال 355 خورشیدی 976 میلادی که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یکسره سیاه بود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی ( 1031 میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد تا انقلاب ایران در سال 1979 میلادی
 


 افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه هائی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت گردید. در مورد علت استفاده از خورشید دو دیدگاه وجود دارد، یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر ( برج اسد ) با میانه تابستان نشان داده می شود. نظریه دیگر بر تاًثیر آئین مهرپرستی و میترائیسم در ایران دلالت دارد و حکایت از آن دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آئین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خورشید بر روی سکه ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد
 


 پرچم در دوران صفویان

در میان شاهان سلسله صفویان که حدود 230 سال بر ایران حاکم بودند تنها شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه طهماسب نیز چون خود زادهً ماه فروردین ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه ها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیهً دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می کردند. البته موقعیت و طرز قرارگرفتن شیر در همهً این پرچمها یکسان نبوده، شیر گه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده او بیرق های نوک تیز و باریک که بر روی آن آیه ای از قرآن و تصویر شمشیر دوسر علی یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده است. به نظر می آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش

 

 پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردی خود ساخته بود توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چین پیش روی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران بوجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: " المک الله " سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشیده شده، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند که در گوشهً بالائی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پائیتی آن نواری سرخ دوخته شده است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن بازهم " المک الله " آمده است. بر این اساس میتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.



 دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاریان، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغامحمدخان به دلیل دشمنی که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود.

 در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران " ابوالحسن خان شیرازی " به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است.

سالها بعد، امیرکبیر از این ویژگی پرچم های سه گانهً دورهً فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشین فتحعلی شاه ) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می رفته است که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود.
 


 امیرکبیر و پرچم ایران - درود بر نام پاکش


میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگمرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمینهً پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی 10 سانتی متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباٌ به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.
 



ا
 انقلاب مشروطیت و پرچم ایران 

با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: " الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است"، کاملا مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده اند. زیرا اشاره ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد به میان نیامده بود. همچنین دربارهً وجود یا عدم وجود شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر می رسد بخشی از عجلهً نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصویر را حرام می دانستند.

نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ این دین است، بنابراین پیشنهاد می شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقهً زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی کرده اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد. در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، بویژه امام حسین و جان باختگان انقلاب مشروطیت به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره گردید. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجباب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند و این موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت در مرداد ( سال 1285 هجری شمسی 1906 میلادی ) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد( شیر ).

 از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراین شیر هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شیعیان در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانهً ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است پیشنهاد می کنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنیم که این شیر و خورشید هم نشانهً علی باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شیر را نشانهً پیشوای امام اول بدانیم لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز بدستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد.

 در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت به پیشنهاد هیاًتی از نمایندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گردید طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد .



 پرچم بعد از انقلاب

در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 (1979  میلادی ) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می شود و نشانهً جمهوری اسلامی در وسط آن قرار دارد.
 


 

[ منبع : www.parcham.net ]

 

www.sepandarmazgan.ir
.: گروه طراحی هلیا :.

 

:: نوع مطلب : ایران زمین ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در جمعه 19 بهمن 1386 و ساعت 10:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: کمک به یک اقدام ملی جهت نمایش لوگوی نوروزی توسط گوگل

<> 

 

کمک به یک اقدام ملی جهت نمایش لوگوی نوروزی توسط گوگل

 

 همه می‌دانیم كه هر سال 25 بهمن‌ماه مصادف با 14 فوریه میلادی،‌ به نام روز والنتاین نامگذاری شده.
این مراسم یا بهتراست بگوییم رسم این روز سالیان درازیست كه در غرب و بسیاری از كشورهای جهان در حال انجام است و همه آن‌هایی كه در ظاهر و یا باطن یكدیگر را دوست دارند، هدایایی از قلب و گل و شكلات به همراه مخلفات هدیه می‌دهند.
اما چرا به یك‌باره در چند سال اخیر، این نام و این مراسم در ایران و بسیاری از كشورهای دیگر بر سر زبان‌ها افتاد. چرا در دهه گذشته، حتی اكثر پدران و مادران، حتی برادران و خواهران بزرگ‌تر ما اغلب از این رویداد بی‌اطلاع بودند ؟
جواب آن را تنها در یك كلمه می‌توان جست‌جو كرد. "ارتباطات" یكی از مصادیق بارز رشد رسانه‌های نوینی همچون اینترنت، اشاعه فرهنگ ملل مختلف و رسوم عقاید اقوام است. تاثیر این روز را به راحتی می‌توان در میان جامعه خود دید. نوجوانان و جوانانی كه وقت و پول و احساس خود را در این روز در قالب یك هدیه، گاهی یكی و گاهی چند تا! به دیگران ارزانی می‌دارند. مغازه‌هایی كه گل‌ها و هدایا و عروسك‌های شكیل اغلب قلب خود را در این روز با منت و گاه به چند برابر قیمت ارائه می‌كنند و ...
چرا ما ایرانیان با این داستان‌ها و رسم و رسومات زیبا و با مسمای خود نباید از طریق اینترنت،‌ به اشاعه فرهنگ و آداب و سنن خود به دیگرانی كه مثل ما از اینترنت استفاده می‌كنند، بپردازیم؟ چرا باید حتما از كوچك‌ترین اتفاقی كه در قرون پیشین در كشوری دیگر افتاده، برای ابراز احساسات و بیان عشق خود به دوستانمان استفاده كنیم؟ چرا كاربران اینترنت دیگر كشورهای جهان را با تبلیغ‌های اینترنتی خود به دید و بازدید همزمان با عیدنوروز دعوت نمی‌كنیم؟ غربی‌ها مراسمی شبیه به مراسم قاشق‌زنی شب چهارشنبه‌سوری ما دارند، ولی مراسم آن‌ها معروف است و ما مراسم آن‌ها را می‌شناسیم. جشن‌ هالووین آن‌ها را در ایران تكرار می‌كنیم ولی چهارشنبه سوری و سیزده‌بدر خود را برایشان تعریف نمی‌كنیم و به انجام رسوم این دو جشن ترغیبشان نمی‌كنیم.
حالا كه از لحاظ استفاده‌‌كنندگان اینترنت و وبلاگ درجهان اینترنت به‌صورت نسبی، در سطح بالایی قرار داریم،‌ بد نیست كه بدون توجه به حمایت‌های دولتی و یا دستوارت مسوولان امر، خودمان به اشاعه فرهنگ خود در اینترنت بپردازیم و دیگران را با جشن‌های خود آشناسازیم تا كمی هم از رسم‌های ما ایرانیان در روزهای سال به‌صورت یكسان در تمام جهان مراسمی اجرا شود و روزی خاص نامگذاری شود.منتظر هیچ كس نباشیم، كسی به ما كمك نخواهد كرد.
بخشنامه‌های IT در هزار توی بوروكراسی گیر كرده‌اند. این زمان است كه از بین می‌رود و در كنارش اعتبار فرهنگ اصیل و منحصر به‌فرد ما ایرانیان.

منبع: روزنامه صبح اقتصاد
نویسنده: سهیل پورگلنار

 

www.SepandarMazgan.ir
.: گروه طراحی هلیا :.

 

:: نوع مطلب : ایران زمین ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در جمعه 19 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: موفقیت کاربران ایرانی در وادار نمودن گوگل به نمایش لوگوی نوروزی
 

<>

 موفقیت کاربران ایرانی در وادار نمودن گوگل به نمایش لوگوی نوروزی

 

 با فشار ایرانیان و کاربران اینترنتی سایت گوگل قبول نمود که لوگوی نوروز را در سایت فارسی زبانان خود قرار دهد اما از قرار دادن لوگوی نوروز در کل سایتهی خود خودداری نمود.

این خود قدمی کوچک برای نشان دادن نوروز باستانی و فرهنگ ایرانی به جهانیان خواهد بود تا همانگونه که ایرانیان رسوم غربی همچون ولنتاین و مناسبتهای دیگر را به راحتی قبول میکنند جهانیان نیز رسوم زیبا و ریشه دار ایرانی را قبول نمایند.

امیدواریم با افزایش فشار و تبلیغ در این زمینه سالهای بعد شاهد گسترده تر شدن نوروز در تمام جهان باشیم
 

 

     

 

همه ما با نگاه اول از این اقدام گوگل خوشحال شدیم.

حالا یه سوال :
این خواست ما از گوگل جهت احترام به نوروز این رسم کهن ایرانی و نمایش لوگوی نوروزی برای چی بود؟
به غیر از این بود که میخواستیم این سنت و این آیین کهن پارسی رو به جهانیان معرفی کنیم ؟
 

گوگل لوگوی نوروزی رو توی سایتش قرار داده ولی یه نکته وجود داره :
اگر تنظیمات زبان رو روی انگلیسی تنظیم کنید و وارد سایت گوگل بشید هیچ اثری از لوگوی نوروزی نیست.
در حقیقت گوگل این لوگو رو فقط برای کاربران فارسی زبان ارائه کرده .
 

 

نوروز مبارک باد

بر تمامی اقوام

فارس - کرد - ترک - لر - بلوچ - تاجیک - افغان - عرب و ...

 

.: این یک اقدام ملی است :.

در صورتیکه تمایل دارید نسبت به قرار دادن لوگوی نوروزی در صفحه اصلی گوگل ، به گوگل گوشزد نمائید، لطفا آدرس ایمیل خود را در فرم زیر نوشته و آن را برای گوگل ارسال نمائید تا گوگل را مجبور نمائیم لوگوی نوروز باستانی را در صفحه اصلی سایت خود قرار دهد

سایت گوگل روزانه بیش از 350 میلیون بازدید کننده دارد که در معرفی نوروز و ایران کهن نفش بسیار اساسی خواهد داشت

 
<>

Contact To Google

 
Your email address:
Subject:
Message:

 

این تلاش یک اقدام ملی ، مردمی و خودجوش برای کسب حرمت جهانی و اقتدار برباد رفته ایرانی است
لطفا آدرس این صفحه را برای تمام دوستان و ایرانیان نیز ارسال نمائید تا همه در این هدف بزرگ شرکت کنند
 با آرزوی رسیدن به این هدف در نوروز 1385 و با تشکر از سایت اصفهان هاست که آغازگر این راه بود

 

 

از تمامی مدیران و طراحان وب و وبلاگ نویسان ایرانی می خواهم
تا این صفحه را در سایت خود ایجاد و پیوند آن را در صفحه اول سایت قرار دهند
و یا در صفحه اول سایت خود به این صفحات پیوند دهند

www.sepandarmazgan.ir
.: گروه طراحی هلیا :.

 

 
:: نوع مطلب : ایران زمین ,

:: نوشته شده توسط : گروه طراحی هلیا در جمعه 19 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در جمعه 19 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین